تاریخچه انیمیشنهای اسپایدرمن
این مقاله توسط دوست خوبم جناب آقای مهدی ترابی مهربانی، مولف کتاب ارزشمند «تاریخچه تحلیلی کمیک استریپ» و همچنین مقالات متعددی در مجلهی پیلبان، تالیف شده و در شمارهی ۱۰۵ مجلهی پیل بان به چاپ رسیده است.
توجه: از اونجایی که حجم این مقالهی مفصل بالا هست و باعث کند شدن صفحهی اول وبلاگ و دیر لود شدنش میشه، لطفا برای دیدن مطلب کامل به ادامه مطلب بروید.
مقدمه: بدون تردید محبوبترین ابرقهرمان مارول کامیکس که به عقیده بسیاری از کارشناسان یکی از شناختهشدهترین مظاهر تخیلی دوران معاصر نیز به شمار میرود، اسپایدرمن یا همان پیتر پارکر است. در حقیقت از سال ۱۹۶۲ که اسپایدرمن توسط «استن لی» و «استیو دیتکو» خلق شد، علاقهمندان هر ماه با خواندن کمیکاستریپهای او پا به دنیای سرگرم کنندهای گذاشتهاند که شالودهاش را نه فقط ماجراجویی و فانتزی بلکه ارزشهای والای انسانی مثل ایثار، مسئولیتپذیری، فداکاری و اخلاقیات تشکیل داده است. با این وجود، ماجراهای اسپایدرمن تنها به دنیای مجلات مصور محدود نبوده و مارول از همان ابتدا تلاش کرده است تا با وارد کردن کاراکتر شماره یک خود به عرصههای دیگر سرگرمی، او را به طیف گستردهای از مخاطبان بشناساند. یکی از این عرصهها انیمیشن بوده است، به طوری که تا به حال ۷ مجموعه انیمیشن از روی اسپایدرمن و توسط کمپانیهای مختلف ساخته و از شبکههای تلویزیونی پخش شدهاند. در واقع به جز دههی ۷۰ میلادی که در آن اسپایدرمن به جای انیمیشن در سه سریال زنده تلویزیونی حضور یافت، او همواره حضور مؤثر و پررنگی در دنیای انیمیشن داشته و با استقبال گستردهای هم مواجه شده است و از آنجائیکه در حال حاضر امپراتوری دیزنی صاحب مارول و تمام شخصیتهایش است، قطعاً در آینده نزدیک شاهد انیمیشنهای بیشتری با حضور او خواهیم بود. این مطلب به بررسی موشکافانه انیمیشنهایی اختصاص دارد که تا به امروز براساس این کاراکتر دوست داشتنی ساخته شدهاند.
اسپایدرمن (۷۰- ۱۹۶۷)
نخستین سفر اسپایدرمن به دنیای انیمیشن و قاب کوچک تلویزیون در سال ۱۹۶۷ و در قالب سریال کارتونی شبکه ABC آمریکا صورت گرفت و در آن پیتر پارکر به عنوان عکاسی جوان برای روزنامه «دیلی بیوگل» و ناشر همیشه عصبانیاش یعنی «جیمز جونا جیمسون» که به شدت از اسپایدرمن متنفر است، کار میکرد و گاهی نیز به طور محجوبانهای به منشی او یعنی «بِتی برانت» علاقه رومانتیک نشان میداد.
بارزترین ویژگی این مجموعه ۵۲ اپیزودی این بود که سازندگانش نهایت سعی خود را میکردند تا در مصرف بودجه محدودی که در اختیار داشتند، صرفهجویی نمایند. به همین دلیل حرکت کاراکترها به طرز غیرقابلباوری محدود بود و تنها روی سر، بازوها و پاهای لباس اسپایدرمن تار عنکبوت به چشم میخورد (زیرا انیماتورها وقت نداشتند روی تمام لباس او تار بکشند!). به علاوه، آنها به طور مفرطی از صحنههای تکراری یا Stock Footage استفاده میکردند. برای مثال، سکانسهای تاب خوردن اسپایدرمن در سطح شهر (web-swinging) یا صحنههایی که او در آنها تغییر لباس میداد، تقریباً در تمام اپیزودها یکسان بود و به جرأت میتوان ادعا کرد که حدود ۳۰% هر اپیزود را Stock Footage تشکیل میداد! با این وجود، شکل ظاهری کاراکترها و همچنین اکثر خطوط داستانی با کمیکاستریپهای اولیه اسپایدرمن مطابقت داشته و ترکیب نسبتاً قابل قبولی از کمدی و اکشن در مجموعه یافت میشد. از این گذشته، بسیاری از دشمنان مشهور اسپایدرمن مثل «میستریو»، «لیزارد»، «گرین گابلین»، «دکتر اختاپوس» و… برای اولینبار از طریق همین مجموعه به دنیای انیمیشن راه یافتند.
ولی با ورشکسته شدن شرکت سازنده یعنی Grantray-Lawrence، مسئولیت تولید فصول دوم و سوم به «رالف باکشی» انیماتور معروف و شرکت Krantz Films سپرده شد. بودجهای که باکشی داشت از قبل هم کمتر بود و در نتیجه اپیزودهای تحت نظارت او، بسیار شتابزدهتر بودند و صحنههای تکراری بیشتری در آنها دیده میشد. در واقع باکشی تا توانست انیمیشن اپیزودهای قبلی را مورد بازیافت قرار داد و حتی در کمال تعجب دو اپیزود از فصل سوم را کاملاً از روی یکی از سریالهای کارتونی قبلی خود کپی کرد! در ضمن، او برای آنکه دستش باز باشد، تمام دشمنان کلاسیک اسپایدرمن را از داستانها حذف و به جای آنها از هیولاهای کلیشهای و سبزرنگی که اکثراً قدرتهای جادویی داشتند، استفاده کرد! لحن و ظاهر مجموعه نیز تاریکتر و استیلیزه شد.
در هر حال شاید این مجموعه الان کمی مضحک و ماقبل تاریخی به نظر برسد (به ویژه اپیزودهایی که باکشی ساخت) ولی در زمان خود بسیار محبوب بود و بینندگان تلویزیونی را به خوبی با اسپایدرمن آشنا کرد. نکته مهم و تاریخی درباره مجموعه، موسیقی و ترانه تیتراژ آغازین آن بود. ترانه مذکور که با عبارت
Spider-Man, Spider-Man, does whatever a spider can شروع میشد، به شهرتی بینظیر دست یافت و برای همیشه در حافظه بینندگان حک شد، به گونهای که خیلیها اسپایدرمن را با آن میشناسند!
اسپایدرمن (۸۲- ۱۹۸۱)
در ابتدای دههی ۸۰ میلادی، مارول استودیوی انیمیشنسازی مستقلی را تحت عنوان Marvel Productions تأسیس نمود و طبیعتاً تصمیم گرفت براساس کاراکترهایش، سریالهای کارتونی بسازد. به همین منظور و همچنین برای جلب نظر شبکههای سراسری، استودیوی مذکور مجموعهای ۲۶ قسمتی تحت عنوان اسپایدرمن تولید و به شبکههای تلویزیونی محلی عرضه کرد. پیتر پارکر بار دیگر دانشجویی بود که در دیلی بیوگل کار میکرد و به بتی برانت علاقه داشت.
روی هم رفته، این مجموعه تا حدودی گمنام و مهجور باقی ماند ولی هواداران اسپایدرمن معتقد بودند که به حال و هوای کمیکاستریپهای او وفادار است. به علاوه، از آنجائیکه از شبکههای محلی پخش میشد، مجبور نبود از ممیزی سفت و سختی که شبکههای سراسری در آن زمان روی برنامههای کارتونی خود اعمال میکردند، پیروی کند. به همین دلیل دست سازندگانش بازتر بود و میتوانستند از اکشن قابل قبولتر و داستانهای منسجمتری بهره بگیرند. در ضمن انیماتورها برای خلق شکل ظاهری کاراکترها و به تصویر کشیدن صحنههای اکشن از طراحیهای «جان رومیتا» (طراح افسانهای کمیکاستریپهای اسپایدرمن) الهام گرفتند. نکته جالب درباره مجموعه، حضور Dr. Doom (دشمن اصلی «چهار شگفتانگیز») در ۵ اپیزود به عنوان شخصیت منفی بود! گفته میشود مارول قصد داشت از این اپیزودها که داستانهای مرتبطی داشتند، انیمیشن بلندی بسازد و در سینماهای اروپا نمایش دهد که البته هرگز چنین نشد.
اسپایدرمن و دوستان شگفتانگیز او (۸۳- ۱۹۸۱)
به لطف موفقیت مجموعه قبلی، مارول بالاخره توانست پس از مدتها دوباره پای ابرقهرمان شماره یک خود را با ساخت انیمیشنی جدید تحت عنوان اسپایدرمن و دوستان شگفتانگیز او (Spider-Man and His Amazing Friends) به یک شبکه تلویزیونی سراسری یعنی NBC باز کند. این مجموعه، درست همانند اکثر آثار کارتونی دههی ۸۰ میلادی باید از استانداردها و محدودیتهای دست و پا گیر اعمال شده از سوی شبکههای سراسری آمریکا، تبعیت میکرد و بنابراین لحن و حال هوای مفرحی داشت و هیچ خشونتی در آن پیدا نمیشد. اسپایدرمن در هر اپیزود به همراه دو دوست صمیمی و هم دانشگاهیاش به نامهای «مرد یخی» (Iceman) و «ستاره آتش» (Firestar) و در قالب یک تیم سه نفره به جنگ آدم بدهای جور و واجور شهر میرفت. آنها در منزل زن عموی سالخورده پیتر پارکر زندگی میکردند و مقر خود را نیز در آنجا بنا کرده بودند.
ابتدا قرار بود از «جانی استورم» (ملقب به «مشعل انسانی» یا Human Torch و عضو آتشین گروه چهار شگفتانگیز) در کنار اسپایدرمن و مرد یخی استفاده شود اما این امر امکانپذیر نشد زیرا حقوق ساخت انیمیشن یا فیلم زنده براساس این کاراکتر در اختیار شرکت دیگری بود. از سوی دیگر، مسئولان NBC علاقه چندانی به استفاده از او نداشتند زیرا گمان میکردند ظاهر شعلهورش باعث خواهد شد تا بینندگان خردسال وسوسه شوند و با کبریت بازی کنند! همچنین NBC بیشتر مایل بود از شخصیت مؤنث ثابتی استفاده کند تا در نتیجه دختران هم جذب مجموعه شوند. بدین ترتیب ستاره آتش که کاراکتری اریژینال بود ولی تواناییهای فوق بشریاش به جانی استورم شباهت داشت، خلق شد و جالب آنکه آنقدر نزد بینندگان محبوب گشت که مارول به سرعت او را وارد عالم کمیکاستریپی خود کرد!
یکی دیگر از پیش شرطهای NBC، لزوم حضور یک حیوان خانگی در داستانها بود. بدین ترتیب سگی به نام Ms. Lion به جمع شخصیتهای ثابت اضافه شد! اسپایدرمن و دوستان شگفتانگیز او از نظر سبک بصری، موسیقی و افکتهای صوتی کاملاً شبیه مجموعه قبلی بود و دیزاین کاراکترها و نحوه حرکتشان بار دیگر طراحیهای بیهمتای جان رومیتا را در ذهن تداعی میکرد. برخی از اپیزودها نیز توسط استودیوی ژاپنی Toei Animation (که انیماتورهای بزرگی همچون هایائو میازاکی سابقه همکاری با آن را دارند) ساخته شدند که کیفیت فوقالعادهای داشتند. با این حال، ویژگی بارز مجموعه، داستانهای ساده و سرگرم کنندهای بود که در آنها سه کاراکتر اصلی به طرز جالبی، با یکدیگر ارتباط برقرار میکردند (به طور مثال، شوخیها و دیالوگهای رد و بدل شده میان مرد مریخی، ستاره آتش و اسپایدرمن یا همکاری متقابل آنها در شکست دادن دشمنان، بسیار دلپذیر از کار درآمدند). از سویی دیگر حضور دیگر ابرقهرمانان معروف مارول مثل «کاپیتان آمریکا»، «هالک»، «مردان ایکس» و … به عنوان کاراکتر میهمان در برخی اپیزودها، جذابیت خاصی برای بینندگان کم سن و سال داشت و به خوبی به آنان القا مینمود که دنیای مارول بزرگ و گسترده است و شخصیتهای فراوانی در آن زندگی و با هم تعامل میکنند.
ضمناً هر اپیزود با تصویری ثابت موسوم به Title Card آغاز میشد که همانند جلد مجلات کمیکاستریپ، عنوان داستان را معرفی میکرد. صداپیشگان نیز همگی عملکرد فوقالعادهای داشتند. تیتراژ آغازین و موسیقی پرهیجانش هم حرف نداشت و به خوبی در ذهن باقی میماند. تمام موارد فوقالذکر نوعی گیرایی و جذابیت معصومانه به اسپایدرمن و دوستان شگفتانگیز او داد و سبب گشت تا با استقبال حیرت انگیزی مواجه شده و خاطرهی خوش آن تا ابد در ذهن کودکان و نوجوانان دههی ۸۰ میلادی جا خوش کند. اما متأسفانه، مدیران NBC که با ترافیک شدید سریالهای کارتونی در صبح روزهای شنبه روبرو بودند، پس از ۲۴ اپیزود تصمیم به حذف آن از لیست پخش خود گرفتند. لازم به ذکر است که اسپایدرمن و دوستان شگفتانگیز او چندی پیش در یک نظرسنجی اینترنتی به عنوان پنجاه و نهمین انیمیشن برتر تاریخ تلویزیون انتخاب شد.
اسپایدرمن: مجموعه کارتونی (۹۸- ۱۹۹۴)
در اواسط دههی ۹۰ میلادی، شبکه Fox Kids در به در دنبال سریالهای انیمیشنی ابرقهرمانانه میگشت تا بتواند در این زمینه با شبکههای دیگر رقابت کند. بدین ترتیب اسپایدرمن: مجموعه کارتونی (Spider-Man: The Animated Series) متولد شد. این مجموعه که با ۶۵ اپیزود طولانیترین انیمیشن ساخته شده براساس اسپایدرمن محسوب میشود، محصول مشترک کمپانی تازه تأسیسMarvel Films Animation و استودیو Tokyo Movie Shinsha بود. اسپایدرمن: مجموعه کارتونی از همان ابتدا مخاطبان بزرگسال را مدنظر داشت و صداپیشگان مجرب و کارکشتهای را به کار گرفت که در نقشهای خود خوش درخشیدند. مجموعه به خاطر سبک انیمیشن خود نیز بر سر زبان افتاد.
برای مثال ابتدا قرار بود از تکنیک CGI برای به تصویر کشیدن پسزمینهها و صحنههای تاب خوردنهای هوایی اسپایدرمن بهره گرفته شود، اما به دلیل تنگناهای مالی ترکیبی از CGI و انیمیشن دو بعدی مورد استفاده قرار گرفت. به علاوه، این مجموعه از نخستین آثار تلویزیونی بود که در آن رنگآمیزی دیجیتالی به جای رنگآمیزی روی طلق سنتی (Cel Shading) به کار رفت. انیماتورها نیز دست به تحقیقات گستردهای درباره ساختمانها و پشتبامهای شهر نیویورک زده و خیابانها را شلوغ و مملو از ماشین و جمعیت کردند، زیرا تیم سازنده یکی از نقاط ضعف انیمیشنهای پیشین را خیابانهای خلوتشان میدانست. با این حال، بارزترین ویژگی مجموعه، حضور اکثر شخصیتهای اصلی و فرعی کمیکاستریپهای اسپایدرمن، دشمنانش و همینطور بسیاری از قهرمانان دیگر مارول در آن بود. در ضمن، خطوط داستانی طولانی و درهم تنیده بوده و اغلب در پایان فصل به سرانجام میرسید. گاهی نیز لحن داستانها بسیار جدی میشد و اسپایدرمن باید با حوادث تلخ و مشکلات عمدهای دست و پنجه نرم میکرد.
اعضای تیم سازنده با وجود وفاداری به کمیکاستریپهای اسپایدرمن، تغییراتی هم در آنها به وجود آوردند که برخی از آنها جواب داد (مثل تغییرات ایجاد شده در شخصیتپردازی لباس سیاه رنگ و فرازمینی اسپایدرمن که در نهایت به وِنوم Venomتبدیل شد) ولی بعضی دیگر واکنش تند هواداران را به دنبال داشت. به عنوان مثال، سیما و هیکل پیتر پارکر به هیچ وجه از ظاهر معمولی او در دنیای کمیکاستریپ پیروی نمیکرد و او بسیار خوش تیپ و عضلانی شده بود. همچنین، تغییرات بیجا در شخصیتپردازی کاراکترهای مهمی همچون «مری جین»، «گربه سیاه»، «دکتر اختاپوس» و…. موجب شد تا به شدت از تأثیرگذاری آنها کاسته شود. از سوی دیگر، اغلب اپیزودها مملو از کاراکترهای میهمان بودند و تا حد زیادی شلوغ به نظر میرسیدند.
در کل، اپیزودهای فصل اول از نظر انیمیشن و انسجام داستانی وضعیت بهتری داشتند ولی هر چه مجموعه جلوتر رفت، کیفیت آن نیز پایین آمد. البته نباید فراموش کرد که در آن زمان Fox Kids به دلیل خشونت موجود در برخی دیگر از سریالهای کارتونیاش، تحت فشار و انتقاد فزایندهای قرار داشت و بنابراین قوانین محدود کننده و سانسورهای فراوانی را روی اسپایدرمن: مجموعه کارتونی اعمال میکرد که تا حد زیادی دست انیماتورها و نویسندگان آن را میبست. به طور مثال هیچ سلاحی نباید به صورت واقعی به تصویر کشیده میشد، اسپایدرمن هرگز نباید با مشت به حریفان ضربه میزد، هیچ یک از کاراکترهای اصلی یا فرعی نباید به قتل میرسید و حتی نباید واژگانی همچون «مرگ»، «مردن» یا «کشتن» در دیالوگها به گوش میخورد. از همه مضحکتر اینکه اسپایدرمن اجازه نداشت هنگام فرود آمدن روی پشت بام ساختمانها، با پرندگان برخورد کند یا آنها را بترساند!
با این همه، اسپایدرمن: مجموعه کارتونی محبوبیت غیرقابل باوری کسب کرد به طوری که مخاطبانش اکثر مواقع از دیگر سریالهای معروف Fox Kids در آن دوران (مثل بتمن و مردان ایکس) بیشتر بود و در بسیاری از کشورهای جهان نیز لقب پربینندهترین برنامه کارتونی را به خود اختصاص داد. جوایزی نیز نصیب تیم سازنده شد که از میان آنها میتوان به کسب یک جایزه معتبر «آنی» (Annie Award) در رشته بهترین فیلمنامه سال ۱۹۹۵ یا نامزدی Image Award در رشته بهترین برنامه انیمیشن/ زنده/ دراماتیک برای مخاطبان جوان تلویزیون در سال ۱۹۹۶ اشاره کرد. ضمناً، کاربران اینترنتی آن را به عنوان هشتاد و چهارمین سریال برتر تاریخ انیمیشنهای تلویزیونی برگزیدند.
اسپایدرمن نامحدود (۲۰۰۱- ۱۹۹۹)
فاکس و مارول خیلی زود وسوسه شدند انیمیشن تلویزیونی جدیدی تحت عنوان اسپایدرمن نامحدود (Spider-Man Unlimited) بسازند تا شاید به نوعی موفقیت بیسابقه مجموعه قبلی را تکرار کنند . اسپایدرمن نامحدود دنبالهای آزاد بر اسپایدرمن: مجموعه کارتونی محسوب میشد ولی زمین تا آسمان با آن فرق داشت، هم از نظر داستان و هم از نظر سبک بصری. در واقع، خالقان مجموعه طی تصمیمی عجیب و غریب، اسپایدرمن را به سیارهای دیگر موسوم به Counter-Earth برده و محیط و کاراکترهای فرعی و منفی ناآشنایی برای او خلق کرده بودند. اسپایدرمن در این دنیای نامأنوس باید به ساکنین سیاره مذکور کمک میکرد تا با فرمانروای دیکتاتور خود و مخلوقات او که ترکیبی از انسان و حیوان بودند، مبارزه کنند.
خطوط داستانی احمقانه، کاراکتر دیزاینهای افتضاح، لباس جدید و نامتعارف اسپایدرمن، نادیده گرفتن المانهای اصلی کمیکاستریپهای او و… باعث شدند تا هواداران از همان ابتدا اسپایدرمن نامحدود را بایکوت کنند و به آن لقب بدترین اقتباس کارتونی اسپایدرمن بدهند. در ضمن، مصادف شدن زمان پخش آن با پوکیمون، تعداد مخاطبانش را به شدت کاهش داد و در نهایت تنها پس از ۱۳ اپیزود و در حالتی ناتمام متوقف شد در حالیکه فیلمنامه چندین اپیزود از فصل دوم تهیه شده بود.
اسپایدرمن: مجموعه کارتونی جدید (۲۰۰۳)
اسپایدرمن: مجموعه کارتونی جدید (Spider-Man: The New Animated Series) پس از موفقیت مالی و هنری اعجابانگیز فیلم زنده اسپایدرمن (۲۰۰۲) ساخته «سام ریمی»، روی آنتن شبکه معروف MTV رفت. این مجموعه به سفارش شرکت سونی (سازنده سهگانه سینمایی اسپایدرمن که در آن زمان حقوق قانونی ساخت هرگونه انیمیشن بر اساس این کاراکتر را هم در اختیار داشت) و توسط Mainframe Entertainment تولید شد و نخستین انیمیشن CGI اسپایدرمن به شمار میرود. ابتدا قرار بود کاراکترها هم به صورتCGI انیمیت شوند اما اعضای تیم سازنده به این نتیجه رسیدند که اگر آنها را به صورت انیمیشن طلقی دو بعدی رِندر نمایند، جذابتر خواهند شد. پیشبینی آنها درست از آب درآمد و سبب شد مجموعه به لطف فضای استثنایی و انیمیشن پرشور و پرانرژی خود بسان یک کمیکاستریپ زنده به نظر برسد!
آنها در ضمن سعی کردند تا جای ممکن درونمایه مجموعه را از نظر داستانی به فیلم پرفروش ریمی نزدیک کنند تا به عنوان دنبالهای بر آن قلمداد شود. البته در این راه با محدودیتهایی نیز مواجه شدند. مثلاً، از آنجائیکه سونی میخواست دشمنان کلاسیک اسپایدرمن را برای فیلمهای بعدی کنار بگذارد، آنها بالاجبار به شخصیتهای خبیث اریژینال روی آوردند. از طرفی دیگر، کله گندههای MTV هم دستورالعملهای خاصی تعیین و بهشان تحمیل نمودند. مثلاً، کاراکترهای اصلی باید همانند مخاطبان اصلی MTV یعنی نوجوانان و جوانان لباس پوشیده و حرف میزدند، هیچ فرد کهنسالی نباید در داستانها حضور مییافت (به عبارت دیگر، زن عمو «مِی» نباید رؤیت میشد!)، پیتر پارکر، مری جین و «هری آزبورن» باید حتماً در تمام اپیزودها به عنوان شخصیتهای محوری حضور میداشتند و بالاخره اینکه خوانندگان محبوب موسیقی پاپ و Rap باید به جای کاراکترهای میهمان حرف میزدند!
نقطه قوت اصلی اسپایدرمن: مجموعه کارتونی جدید در سکانسهای پرتحرک و پرهیجان اکشن، نحوه حرکت و تاب خوردن اسپایدرمن در هوا، مبارزات میخکوب کننده او با حریفان و همچنین استوری بُردهای دقیق خلاصه میشد، طوری که انگار مشغول تماشای یک Cutscene مهیج و با کیفیت در یک بازی رایانهای بودید! صداپیشههای نقشهای اصلی هم با عملکرد درخشان خود کاری کردند تا کاراکترهایشان به دل بنشینند. موسیقی نیز کاملاً زیبنده شبکهای همچون MTV بود. خوشبختانه، مجموعه از بودجه قابلتوجهی سود میبرد و دیگر خبری از سکانسهای تکراری نبود. از همه مهمتر اینکه نویسندگان به خوبی توانستند لحن کنایهآمیز و زبان بذلهگویانه مشهور اسپایدرمن را در اپیزودها حفظ نمایند. برای مثال، او درست مثل ماجراهای کمیکاستریپیاش، در هنگام مبارزه مدام با حریف شوخی میکرد تا حواسش را پرت کند!
البته نواقصی هم وجود داشت و روی هم رفته نوعی بیهدفی در داستانها به چشم میخورد و به نظر نمیرسید که قرار است اتفاق خاصی بیافتد. از این گذشته، کاراکترهای خبیث اریژینالی که مختص مجموعه آفریده شدند، چنگی به دل نمیزدند. با این حال اسپایدرمن: مجموعه کارتونی جدید، آرام آرام خودش را پیدا کرد به گونهای که دو اپیزود نهاییاش بسیار دیدنی و غیره منتظره از آب درآمدند. ولی متأسفانه پخش آن تنها پس از ۱۳ قسمت خاتمه یافت درحالیکه مخاطبان زیادی برای خودش دست و پا کرده بود.
اسپایدرمن خارقالعاده (۲۰۰۹-۲۰۰۸)
آخرین کارتون اسپایدرمن، اسپایدرمن خارقالعاده (The Spectacular Spider-Man) نام داشت. این مجموعه تحسینشده توسط استودیوی انیمیشنسازی سونی به نام Culver Entertainment ساخته و پخش آن در روز ۸ مارس سال ۲۰۰۸ از شبکه CW (متعلق به WB! Kids) شروع شد. مغزهای متفکر مجموعه «گِرگ وایزمن» (Greg Weisman) (سرویراستار داستانها) و «ویکتور کوک» (Victor Cook) (ناظر انیماتورها) بودند که هر دو از خالقان برجسته انیمیشنهای تلویزیونی هستند.
اسپایدرمن خارقالعاده از نظر لحن داستانگویی و سبک بصری شباهتهای فراوانی به کمیکاستریپهای کلاسیک اسپایدرمن که در ابتدای دهه ۶۰ میلادی توسط استن لی و استیو دیتکو خلق شدند، داشت و در آن تعادل مناسبی از لحظات اکشن، درام و کمدی همراه با لوکیشنهای شهری شامل دبیرستان، ساختمانهای بلند و خیابانهای پرهیاهو به چشم میخورد. با این حال، تیم سازنده به تمام دورههای زمانی تاریخ ۴۶ ساله کمیکاستریپهای اسپایدرمن و همچنین منابع دیگری (مثل فیلمهای زنده اسپایدرمن) رجوع و تلاش کرد حداکثر بهره را از ایدههای بکر و جالبشان ببرد. در کل، اسپایدرمن خارقالعاده نسبت به مجموعههایی که پیشتر در این مقاله به آنها اشاره شد، سبک هنری-بصری سادهتری داشت ولی عناصر و جنبههای نمادین و ظاهری شخصیتهای اصلی و فرعی به خوبی در آن حفظ شده بود. این سبک ساده که شاید در نگاه اول تا حدودی غلو شده و کارتونی به نظر میرسید، عمداً به کار رفت تا کاراکترها خیلی سریع و انعطافپذیر حرکت کنند. برای این منظور، به درستی تصمیم گرفته شد تا بودجه و منابع انیمیشنی به جای دیزاینها یا لوکیشنهای پر جزئیات، برای خلق صحنههای اکشن و حرکتهای سیال هزینه شوند.
در این میان انیماتورها و طراحان استوری برد نقش عمدهای را ایفا کردند و به نظر میرسید ایدههای نابشان تمامی ندارد زیرا هر لحظه روش تازهای در نشان دادن مبارزات اسپایدرمن و نحوه استفاده او و دشمنانش از قدرتهای فوق بشری خود رو میکردند. در نتیجه شماری از نفسگیرترین و مهیجترین سکانسهای اکشن در ژانر ابرقهرمانی پدید آمد. صداپیشگی یکی دیگر از نقاط قوت بود و به سختی میشد باور کرد که یک سریال کارتونی تا این حد صداپیشه مستعد و کارکشته جذب کرده باشد.
به علاوه، از همان اپیزود نخست معلوم بود که نویسندگان نیز تصمیمات خوبی اتخاذ کردهاند زیرا علیرغم پایبندی کامل به ذات و جوهره اسپایدرمن، شخصیتها و روابط میان آنها را به روزتر و مناسبتر با قرن بیست و یکم کرده بودند. پیتر همان بچه درسخوان و خجالتی همیشگی بود که در برقراری ارتباط با دیگران مشکل داشت و باید همواره با مشکلات ریز و درشت ملموسی مواجه میشد.
برای اولین بار در تاریخ انیمیشنهای اسپایدرمن، «گوئن استیسی» (Gwen Stacy) (نخستین عشق واقعی پیتر پارکر در دنیای کمیکاستریپ) از ابتدا و به عنوان یکی از کاراکترهای محوری در مجموعه حاضر بود. گوئن همکلاسی پیتر بود و شباهتهای فراوانی به او داشت. حضور او به لطف ویژگیهای شخصیتی چند وجهی، کاریزماتیک و خوب تعریف شدهاش، گرمای خاصی به خطوط داستانی بخشید. علاوه بر گوئن، طیف گستردهای از شخصیتهای مکمل در مجموعه و ماجراهای در هم تنیده و خلاقانه آن حضور داشتند. نکته قابل توجه دیگر، بکارگیری هوشمندانه دشمنان اسپایدرمن بود. در حقیقت، اکثر آنها در ابتدای مجموعه معرفی شدند اما چندین اپیزود به شرح و بسط ویژگیهای شخصیتی آنان و همچنین به تصویر کشیدن دلیل و انگیزهشان برای خصومت با اسپایدرمن اختصاص یافت. این ابتکار باعث شد تا از ژرفای کم نظیری بهرهمند گشته و به کاراکترهای غیر کلیشهای و باورپذیر بدل شوند. در این میان الحق و الانصاف شخصیتپردازی دشمن قسمخورده اسپایدرمن یعنی گرین گابلین استثنایی بود. همچنین، تغییرات اساسی ایجاد شده در ونوم موجب شد تا این کاراکتر از هر نظر بهبود یافته و حضور موثر و پررنگی در داستانها داشته باشد.
ترانهای هم که تیتراژ آغازین اپیزودها را همراهی میکرد به خوبی در یاد مانده و به سختی میتوانستید با آن همخوانی نکنید. تمام موارد مذکور دست به دست هم دادند تا اسپایدرمن خارقالعاده مجموعهای در خور نام و شهرت اسپایدرمن باشد و دل هواداران پر شمار و سختگیرش را به دست آورد. این مجموعه نه تنها وفادارترین، هیجانانگیزترین و پختهترین اقتباس از کاراکتر شماره یک مارول (چه در دنیای انیمیشن، فیلم زنده یا بازیهای رایانهای) بلکه یکی از برترین انیمیشنهای ساخته شده براساس یک شخصیت کمیکاستریپی بود. تیم سازنده مصرانه قصد داشت تعداد اپیزودها را به عدد ۶۵ برساند. اما متأسفانه و در کمال شگفتی تنها ۲۶ اپیزود تولید شد. در واقع، پس از آنکه دیزنی مارول و تمام کاراکترهایش را خرید، موفق شد به هر قیمتی که شده سونی را مجاب کند تا حقوق ساخت هر گونه انیمیشن براساس اسپایدرمن را به مارول برگرداند. بنابراین پخش مجموعه با وجود استقبال حیرتانگیز هواداران و مخاطبان تلویزیونی، متوقف شد تا راه برای دیزنی هموار شود و این کمپانی بتواند در آینده نزدیک خودش از اسپایدرمن کارتون بسازد و پول هنگفتی به جیب بزند! اسپایدرمن خارقالعاده دو بار کاندیدای جایزه آنی شد، یکبار در رشته بهترین کاراکتر دیزاین سال ۲۰۰۸ و یکبار هم در سال ۲۰۰۹ و در رشته بهترین استوری بُردینگ. همچنین، سایت معتبر IGN.com دو سال پیاپی آن را به عنوان بهترین سریال انیمیشن و اسپایدرمن را به عنوان جذابترین و محبوبترین قهرمان تلویزیون انتخاب کرد. ناگفته نماند که مجموعه دو سال قبل در یک نظرسنجی معتبر اینترنتی، عنوان سیامین سریال انیمیشن برتر تاریخ را کسب کرد.







































آقا خیلی ممنون !
خیلی با این مقاله حال کردم.
من عاشق اسپایدرمن هستم.
بازهم در باره اسپایدرمن مطلب بزنید.