بتمن یکى از محبوب ترین ابرقهرمان هاى دنیاى کمیک استریپ است و در کنار سوپرمن، شناخته شده ترین شخصیت هاى مخلوق دى سى کامیکز هستند. در سال ۱۹۳۹ سوپرمن به چنان محبوبیتى دست پیدا کرده بود که مسؤولان دى سى کامیکز تصمیم گرفتند ابرقهرمان هاى بیشترى خلق کنند. هر چند که بتمن به دنبال موفقیت سوپرمن به وجود آمد و هر چند که این دو بعدها در داستان هاى زیادى در کنار هم ظاهر شدند و حتى یک تیم تشکیل دادند، اما دو شخصیت کاملاً متضاد هستند. اگر سوپرمن فوق انسانى بود که در سیاره کریپتن به دنیا آمده، چشم هایش اشعه ایکس دارد، مى تواند پرواز کند و قدرت جابجایى کوه ها را دارد؛ بتمن انسانى است که از هیچ قدرت مافوق طبیعى برخوردار نیست. آنچه که باعث موفقیت بتمن در مبارزه با تبهکاران مى شود، هوش فوق العاده او، مهارتش در هنرهاى رزمى و ابزار و لوازمى است که براى خودش اختراع مى کند. او در بسیارى از داستان هایش بیشتر از عقل و زیرکیش استفاده مى کند تا زور بازو.

ریشه هاى تبدیل بروس وِین به بتمن به دوران هشت سالگى او بر مى گردد که پدر و مادرش در برابر چشمانش به قتل رسیدند. دیدن این صحنه باعث شخصیت خاص او شده که در اکثر داستان ها بتمن بسیار درونگرا و ظاهراً افسرده است. وین از سن ۱۴ سالگى در معتبرترین دانشگاه هاى اروپا، از جمله سوربن و آکسفورد، تحصیل کرد و پیش از پایان نوجوانى در تمام روش هاى مختلف مبارزه به استادى رسیده بود. او براى انتقام گیرى مرگ والدینش دوران جوانى را به سفر دور دنیا براى کسب مهارت هاى مبارزه با جنایت پرداخت و در جرم شناسى، شناخت مدارک جرم، هنرهاى رزمى، ژیمناستیک و تغییر قیافه مهارت پیدا کرد. معلومات وین و روش کار او باعث شده که گاهى بتمن را با شرلوک هلمز مقایسه کنند. از طرف دیگر روش هاى شکار را هم از بومى هاى استرالیا یاد گرفت، براى آموزش فنون اختفا به سراغ نینجاها رفت و روش هاى فرار را هم جادوگرى به نام زاتارا به او یاد داد که دختر او، زانتانا، بعدها در بعضى داستان ها به کمک بتمن مى آید. بروس وین در اوایل بیست سالگى به گاتام سیتى (شهرى تخیلى که در اصل همان نیویورک است) برگشت و شروع به مبارزه با جنایتکاران کرد.

بیش از ۶۵ سال است که کتاب هاى مصور بتمن در قالب مجموعه هاى مختلف پیوسته چاپ مى شوند و او به تنهایى یا در کنار سایر ابرقهرمان ها به مبارزاتش ادامه مى دهد. مجموعه تلویزیونى «بتمن» از سال ۱۹۶۶ تا ۱۹۶۸ پخش شد که هر چند لباس ها و ابزار بتمن و رابین به نسبت آنچه که امروزه در ذهن داریم بسیار پیش پا افتاده و حتى خنده دار است، اما در زمان خود مجموعه موفقى بود. از دهه ۱۹۶۰ تا به حال هم مجموعه هاى انیمیشن متعدد بتمن توسط استودیوهاى مختلف ساخته شده اند که از دهه ۱۹۹۰ که استودیوى برادران وارنر ساخت مجموعه ها را به عهده گرفت، بیشتر با فضاى تیره و تلخ کمیک استریپ هاى بتمن مطابقت دارند.

اما اولین رویکرد جدى سینما به این کمیک استریپ بسیار محبوب در سال ۱۹۸۹ بود که تیم برتن ساخت فیلم «بتمن» را به عهده گرفت.

على رغم اینکه او چند سال روى فیلمنامه کار کرده بود، اما تنها بعد از موفقیت تجارى «بیتل جوس» بود که استودیو تصمیم قطعى براى واگذار کردن این فیلم به او را اتخاذ کرد. برتن همانطور که از سایر ساخته هایش هم انتظار مى رفت، شخصیت بتمن و فضاى گاتام سیتى و داستان فیلم را طورى انتخاب کرد که مطابق دو مجموعه کتاب «بازگشت شوالیه تاریک» و «بتمن: سال ۱» که توسط فرانک میلر در اواسط دهه ۱۹۸۰ خلق شده بودند، بسیار سیاه و تلخ بود. از همان ابتدا که قرار شد تیم برتن فیلمى براساس شخصیت بتمن بسازد، اصرار داشت فیلمنامه براساس مجموعه «بازگشت شوالیه تاریک» میلر نوشته شود، اما استودیو به دو دلیل با این خواسته او مخالفت کرد: آنها نمى خواستند اولین فیلم سینمایى بتمن به دورانى بپردازد که او در حال کنار گذاشتن مبارزه با جنایتکاران است و دلیل دیگر اینکه فیلم مورد نظر برتن بیشتر از ۴ ساعت مى شد! ابتدا قرار بود مل گیبسن نقش بتمن‎/بروس وین را ایفا کند که به خاطر همزمانى فیلمبردارى با «اسلحه مرگبار ۲» ممکن نشد. الک بالدوین، چارلى شین، پیرس برازنن و بیل مورى هم براى این نقش مد نظر قرار گرفتند، اما بالاخره این مایکل کیتن بود که لباس بتمن را به تن کرد. دشمن بتمن در این فیلم، جوکر است که جک نیکلسن نقشش را ایفا کرد. این نقش از ابتدا به او پیشنهاد شده بود، ولى در پذیرش آن تردید داشت. به این ترتیب تهیه کننده ها به سراغ رابین ویلیامز رفتند و وقتى نیکلسن فهمید او دارد نقش را مى گیرد، موافقت کرد و پذیرفت گریم عجیب جوکر را بر صورتش اجرا کنند. دستمزد درخواستى او بیش از حد قابل قبول تهیه کنندگان بود و آنها براى اینکه نیکلسن را راضى کنند، به جاى پرداخت دستمزد درصدى از فروش فیلم را به او اختصاص دادند و وقتى که فروش فوق العاده فیلم از همه انتظارها فراتر رفت، نیکلسن ۶۰ میلیون دلار به دست آورد!

موفقیت این فیلم راه را براى ساخت دومین فیلم سینمایى بتمن در سال ۱۹۹۲ باز کرد: «بتمن بازمى گردد». او این بار مى بایست با «پنگوئن» و «کت وومن» مبارزه مى کرد. دنى دویتوى کوتوله و چاق بازیگر ایده آل نقش پنگوئن بود و انت بنینگ هم براى ایفاى نقش کت وومن قرارداد بست. اما باردار شدن او باعث کناره گیریش شد و میشل فایفر این فرصت را به دست آورد که جایگاهش به عنوان یک ستاره سینما را تثبیت کند. «بتمن باز مى گردد» هم تمام رکوردهاى فروش را شکست و راه را براى فیلم هاى بعدى باز کرد.

اما تیم برتن دیگر نمى خواست شرایط استودیو را براى ساخت یک فیلم دیگر «بتمن» بپذیرد فقط تهیه آن را به عهده مى گرفت و مایکل کیتن هم حاضر نبود زیر نظر کارگردانى غیر از برتن نقش شوالیه تاریک را بازى کند. به این ترتیب وقتى که فیلم «بتمن براى همیشه » در سال ۱۹۹۵ ساخته شد، جویل شوماکر بود که پشت دوربین قرار گرفت و لباس بتمن را هم (بعد از منتفى شدن حضور تام هنکس و الک بالدوین) ول کیلمر به تن کرد. در حالى که برتن فقط در نظر داشت ریدلر را به مبارزه با بتمن بفرستد، شوماکر، توفیس (دو چهره) را هم به فیلم اضافه کرد. جیم کرى و تامى لى جونز نقش این دو دشمن بتمن را ایفا کردند و کریس اودانل هم ایفاگر نقش رابین شد که بالاخره در فیلم سوم در کنار بتمن قرار مى گرفت. جالب اینکه نقش ریدلر ابتدا به رابین ویلیامز پیشنهاد شده بود؛ اما او به قدرى از اینکه او را به عنوان طعمه اى براى راضى کردن جک نیکلسن قرار داده بودند ناراحت بود که عذرخواهى رسمى استودیو را درخواست کرد! با اضافه شدن دکتر چِیس مریدیان (با بازى نیکول کیدمن)، «بتمن براى همیشه» حتى فراتر از دو فیلم قبلى قرار گرفت و تبدیل به بهترین فیلم سینمایى از مجموعه «بتمن» شد.

دو سال بعد چهارمین فیلم با نام «بتمن و رابین» از راه رسید. جرج کلونى جایگزین ول کیلمر شد تا نقش بتمن را در کنار کریس اودانل (رابین) ایفا کند. آلیسیا سیلورستون هم در نقش بت گرل در کنار آنها قرار گرفت تا تیم سه نفره تکمیل شود. دشمنان بتمن این بار عبارت بودند از مستر فریز و پویزن آیوى. شوماکر براى نقش مستر فریز دو بازیگر را در نظر داشت: آرنولد شوارتزنه گر و سیلوستر استالون که آرنولد نقش را پذیرفت و دیگر نیازى به پیشنهاد دادن به استالون پیش نیامد. براى نقش پویزن آیوى هم شرون استون، دمى مور و جولیا رابرتز مد نظر بودند که در نهایت این نقش به اوما تورمن رسید. اما «بتمن و رابین» که کارگردان و فیلمنامه نویسش با «بتمن براى همیشه» مشترک بود، نه تنها بدترین فیلم از مجموعه بتمن از آب درآمد، بلکه به عنوان «بدترین دنباله تاریخ سینما» شناخته شد. به این ترتیب ساخت فیلم بعدى بتمن با بازى جرج کلونى و به کارگردانى جویل شوماکر که قرار بود به مبارزه بتمن با اسکرکرو (مترسک) بپردازد منتفى شد.

۵سال طول کشید تا دوباره استودیوى برادران وارنر جرأت کند به سراغ فیلم بعدى برود و این بار مسیر کاملاً متفاوتى را هم در پیش گرفتند. پنجمین فیلم سینمایى از مجموعه فیلم هاى بتمن _ «بتمن آغاز مى کند» نام دارد _ به ابتداى ماجرا و چگونگى تبدیل بروس وین به بتمن مى پردازد. آنچه که از مجموعه کمیک استریپ هاى بتمن و بخصوص سه مجموعه «بتمن: سال ۱»، «بتمن هالووین طولانى» و «بتمن: پیروزى تاریک» مى دانیم این است که پدر و مادر بروس در سن ۸ سالگى او به قتل رسیدند و پدر او هنگام کشته شدن _ با توجه به برگزارى جشن هالووین _ لباس خفاش به تن داشت. بروس بعد از بازگشت از اروپا شروع به مبارزه با تبهکاران گاتام سیتى کرد که در ابتدا این کار را بدون پوشیدن لباس خفاش انجام مى داد. همچنین ابزار و وسایل مورد استفاده او هم در ابتدا بسیار ساده بوده و به تدریج ابزار پیشرفته ترش را ساخت.

اینکه فیلم تا چه حد به این جزئیات وفادار بوده را باید منتظر ماند و دید. آنچه قطعى است، فضا و نگاه بسیار متفاوت این فیلم نسبت به آثار قبلى است. این بار کارگردانى را کریستوفر نولان به عهده گرفته است؛ نابغه جوانى که با سه فیلم «تعقیب»، «یادآورى» و «بى خوابى» نشان داده که استاد ساخت تریلرهاى روان شناسانه است. او که براى اولین بار ساخت یک فیلم عظیم را به عهده گرفته، کماکان به سبکى که در فیلم هاى کم خرج قبلیش به کار مى برده وفادار مانده و داستان و کارگردانى را فداى جلوه هاى ویژه و طراحى صحنه نکرده است.

یکى از جنبه هاى رویکرد جدید نولان به داستان هاى بتمن، انتخاب بازیگرى جدید براى این نقش بود. گاى پیرس، اشتن کوچر، بیلى کراداپ، جیک گیلنهال، دیوید داکوونى و جان کیوسَک در مقاطع مختلف مورد توجه قرار گرفتند، اما در نهایت کریسچن بِیل بریتانیایى که بعد از بازى خوبش در «روانى آمریکایى» کمتر فرصتى براى درخشش پیدا کرده بود لباس بتمن را به تن کرد. اما نولان و بِیل تنها بریتانیایى هاى این داستان عمیقاً آمریکایى نیستند. نقش آلفرد، مستخدم همه کاره بروس وین را مایکل کِین ایفا کرده و جیم گوردن، پلیسى که در آینده رئیس پلیس گاتام سیتى مى شود هم کسى نیست جز گرى الدمن. اما نولان براى اینکه پر ستاره ترین فیلم بتمن را عرضه کند، مورگان فریمن، کیتى هولمز، تام ویلکینسن و کن واتانابى را هم به بازیگرانش افزوده است. واتانابى (هم بازى تام کروز در «آخرین سامورایى») نقش منفى فیلم را دارد و ایفاگر شخصیت رأس الغول است. در روایت موازى یکى از مجموعه هاى کمیک استریپ، بتمن با دختر رأس الغول ازدواج مى کند و صاحب پسرى به اسم ابن الخفاش مى شود.

این مجموعه درخشان بازیگرى در کنار فضاسازى تاریکى که از نولان سراغ داریم راوى آغاز کار شوالیه تاریک است و قرار است او را به ریشه هاى حقیقى کمیک استریپش بازگرداند. اولین فیلم عظیم کریستوفر نولان، فقط ۱۰۰ میلیون دلار هزینه تبلیغات داشته که یک رکورد است. اما در مقابل فیلم در اکران جهانیش موفق شده ۱۱۳ میلیون دلار در پنج روز اول نمایش کسب کند و علاوه بر ادامه فروش قابل قبولش، نظر منتقدان را هم به خود جلب کرده است. به این ترتیب مى توان شکست فاجعه بار «بتمن و رابین» را فراموش کرد و انتظار فیلم هاى بعدى بتمن را هم داشت. بتمن که همه را نجات مى داد، این بار توسط کریستوفر نولان نجات پیدا کرده است.

پ.ن: اولین کمیک استریپی که از بتمن چاپ شد، به صورت مختصر داستان زندگی و انتخاب لقب “بتمن” (مرد خفاشی) رو توضیح میده که ترجمه شده و در سایت قرار داره:
صفحه‌ی اول داستان «افسانه‌ی بتمن»
صفحه‌ی دوم داستان «افسانه‌ی بتمن»

منبع: تبیان